تبلیغات
سر نهیم بر آستان دوست ... - ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم
صبـر کـن سیر ببینم رخ بابایم را
چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم
قسمت این بود که بالای سرش بنشینم
چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم
وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است
دو مـه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم
ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود
من پس از رفتن تو جان علی را سپرم
با تن خسته و بازوی کبود از مسجد
قول دادم که علی را به سوی خانه برم
دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه
گر بریزند همه اهل مدینه بـه سرم
قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا
تا که با دادن جان، جان علی را بخرم
به فدای سر یک موی علی باد پدر
گـر میـان در و دیـوار دهد جان، پسرم
http://www.emdadgaran.com/includes/FCKeditor/upload/Image/YaaFatemeh1.jpg





طبقه بندی: حضرت فاطمه (س)، مناسبت ها،

تاریخ : جمعه 16 اردیبهشت 1390 | 11:29 ب.ظ | نویسنده : راه فردا | نظرات

  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ | بلاگ اسکای